محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
874
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
و باطن بدن تاثير قوى مىكند و رطوبات را تحليل مىبرد اما تاثير او در اغالى بدن زيادهء است از آنكه در اسافل جهت آنكه بالطبع صعود بخار بجانب بالا است و در تنفس نيز بالاى بدن متاثر مىشود نهم آنكه از آن آب مقدار آنكه بخار او بيرون آمده باشد و حرارت او هنوز فاتر نشده يك پياله و نيم بياشامد بعد از تصفيه تا اين آب بحرارت بالفعل و بالقوّه آنچه بخار در جوف اعلىاند كم كرده باشند اين در جوف اسفل اضعافا مضاعفة آن بكند در عروق ماساريقا نيز نفوذ كرده تفتيح آنها كند و در جكر همچنين از آنجا از مجراى جوف باعضا رساند و آنچه مذكور شده از منافع و فوايد بفعل آيد دهم آنكه بقيه آن آب دو را نصف كنند نصف صباح تا پيشين و نصف پيشين تا شب جرعه جرعه بجاى آب بياشامند يازدهم آنكه ازين آب قدرى در ديك طعام و در شربتها بلكه در ابريق آب طهارت كنند تا از همه جهتى در بدن اثرى ازين آب در بدن حادث شود دوازدهم آنكه استعمال اطعمه ماكولات او بىنمك باشد جهت آنكه در نمك تصليب اعضا و تجفيف رطوبات است و اين معنى منافى افعال اين بيخ است چنان كه مذكور شد سيزدهم آنست كه از خوردن ترشيها و لبنيات و همه طعامها به غير از چيزى چند كه مجوز است احتراز كند و بسبب آن حاجت به تفصيل ندارد چهاردهم آنكه احتراز كنند از مباشرت مطلقا و سبب آن نيز معلوم است پانزدهم از اعراض نفسانى مثل غم و هم و غضب محترز باشند و امرى كه مفضى بيكى از اينها باشد مثل غضب در بعض احوال و وجه آن بر خبير بصير مخفى و مستور نيست شانزدهم از حركات عنيفه مجملا و از جميع چيزهاى كه حافظ صحت را مىبايد مرعى دارد شارب اين دوا نيز مىبايد كه آنها را مرعى دارد هفدهم خشك كردن بيخ جوشانيده است و آنچنان است كه در سايه خشك كنند و رطوبات او را بالكليه نشف كنند تا ارتعفين محفوظ باشد و اكر زمستان يا هواى نمناك باشد بافتاب يا حرارت آتش ملايم خشك كنند در كيسه يا در كاغذى كنند و بر آن بنويسند كه بيخ روز فلان تا بيست روز و روز بيست و يكم از سر كيرد اول بيخ جوشانيده روز اول و روز چهلم بيخ جوشانيده روز بيستم هژدهم اين بيخهاى دو بار جوشانيده را بدستور مذكور خشك سازند و حاجت آن نيست كه مفرد باشد بلكه همه را يك جا باهم مىتوانند كرد اما در خشك كردن مبالغه بايد كرد نوزدهم آن است كه از بيخ جدا حلواى بهپزند يا داخل رفت نموده بر سر اقرع نهند يا خشك كرده بر جراحت افشانند بيستم آنكه وقت خوردن و عرق كردن تغير جامه نكنند و بحمام نروند جهت در بخارى كه در بيرون تاثير كرده قوتى ازو در بدن و جامه ميماند از دوام ملاقات تاثير عظيم حاصل مىشود و اكر اين شسته شود اثر آن باطل ميكردد و رطوبات بدنى را بواسطه طول تاثير قوّت و حرارت غريزى تاثيرى هست كه كمتر از تاثير قوت دوا نيست و ازين است كه تا بحدّى مبالغه نمودهاند كه دست و روى را باب خالص نشويند بيست و يكم آنكه بدن را از هواى سرد نكه دارند خاصه در زمانى كه مسام بدن بواسطه تعرق منفتح شده باشد كه درين هنكام برودت هوا در اقاصى بدن نفوذ كند و آن تحليل و تليين كه مطلوب است بفعل آيد بفعل نمىآيد و ديكر مضرتهاى كليه رو بتركيب مينمايد واضح باشد كه تغير بدن در حرارت و برودت موجب وهن تركيب بدن مىشود و تخلخل و تكاثف متعاقب و تدريج خلل عظيم مىرساند قياس از كرم كردن به شب و در آب سرد انداختن بايد كرد كه بعد از آن كه اين را مكرر كنند باندك سعى منفسخ مىشود با وجود صلابت قوى كه او را هست پس واجب است كه بعد از تعريق توقف تمام كنند تا بدن به حالت اصلى عود نمايد بعد از آن اكر تردد اندك نمايند رواست بيست دويم آنكه نكذارند كه آب بيخ كه مدار شرب و شربت بر آن است سخت سرد شود كه موجب حدوث قولنجى يا وجعى قوى در اندرون شود بيست سيوم از امورى كه محدث مرض باشد خاصه مرضى كه منافى باشد خاصه بتهائى كه بحسب ضرورت معالجه او را مقدّم بايد داشت استعمال چيز چند بايد كرد كه موافق صحت و غرض مطلوب باشد و رفع اينچنين غائلها كند فصل در بيان تفاوت امزجه در خوردن اين دوا مخفى نماند كه مزاجى كه برودت و يبوست و بر غالب است خاصه كه در اخر سن شباب و اوّل كهولت باشد انتفاع او از اين دوا اتم و ابلغ است و اطفال بواسطه غلبه رطوبت اصليه مشائخ بواسطه رطوبات فضليه ازين دوا كمتر منتفع ميشوند مكر مزاج اصلى ايشان بواسطه مرض تغير يافته باشد كه اين هنكام محتمل است كه بسيار بايشان برسد خاصه كسانى كه در اخر سن صبا و اول شباب باشند و بواسطهء امراض سوداويه قريب بدق شيخوخه حاصل كرده كه ايشان ميتواند بود كه بسيار منتفع شوند و اما مشايخ با آنكه رطوبت فضليه ايشان بواسطه عارضى بر طرف شود ورق شيخوخه ايشان بر طرف كردد و بصلاح امدن ايشان بواسطه قوى دور است و چند كس را ديدم از پيران كه بواسطه خوردن اين دوا اول نوبت حبس بول شد بواسطه آن كه رطوباتى كه منجذب در عروق ايشان به اعضاى ايشان مىشود بواسطه ضعف قوّت تمام بعروق مندفع نميشود و بجانب كرده و مثانه مىآيد و چون در طى مسافت طويل مختلط باخلاط غليظه مىشود و بواسطه كثرت و غلظت قوت ايشان از دفع آن عاجز مىباشد حبس بول مىشود و بعد از تحمل بسيار خطرهاى شديد مشاهده ميشد ما تقطير البول بواسطه ضعف ماسكه پيدا ميشد و بههيچوجه مندفع نميشد و بعد از اين بسيارى نميكذشت كه از هم مىكذشت و ايشان را از چيزهاى كه بىاختيار اتفاق افتاده وزيدن باد شمال بود با وجود آنكه در ميان تابستان بود كه او دخل كلى در حبس ايشان بود و مىپندارم كه اكر بجانب مثانه عود نميكرد در اعضاى ماند و موجب استسقا ميشد و امّا امزجه بارده رطبه كه بلغم مائيت درو غالب باشد اين دوا را درو ضرر بسيار است جهت آنكه حرارت ضعيفه اورد آن مزاج تاثيرى ندارد و رطوبت او ضرر بسيار مىرساند و امّا در مزاج صفراوى نفع فى الجمله دارد چه اصلاح آن مزاج مىكند و حرارت او را مشتعل نميسازد بلكه سورت و حدت او را ميشكند و در او اعتدالى و قوتى احداث مىكند و اما در دموى مزاج نيز خالى از ضررى نيست اكر كويند حفظ صحت به مثل است و چنانچه كذشت غالب در طبع او حرارت و رطوبت است پس بايد كه دموى مزاجان صحيح را اين دوا بسيار مفيد باشد كويم كه اين دوا بواسطه دوائيت مشابه طبيعت دم بلكه طبيعت ساير اعضا نمىشود بلكه احداث كيفيتى مىكند وراى آنچه بدن راست پس دم را از حرارت و رطوبتى كه موجب اعتدال او است بيرون مىآورد و بدرجهء بالاتر از آن مىرساند كه مرتبهء افراط است و برين قياس باقى اخلاط و ساير اجزاى بدن پس مشابه كيفيت بدن نخواهد شد بلكه غالب بر كيفيتى بدنى و خلطى خواهد بود و در طى اين كلام حكم بر آنكه موافق دموى مزاج نيست ظاهر شد اما اختيار اوقات فصول در شرب